X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] (جمعه 7 آذر 1393 17:38)
    سلام دوستان و همسنگران و هم فکران خودم...... اولا یک عذرخواهی بابت این مدت طولانی که نبودم و تشکر و قدردانی از همه همسنگرانی که لطف داشتند و سر زدند و نظر گذاشتن و یا اومدن به وبلاگ....... (حساب کنید دیگه کلا نام و نام کاربری و رمز عبور وبلاگ از یادم رفته اونقدری ک سرم شلوغ بوده واس همین با نام کاربری حاجی وارد شدم و...
  • خاطرات راهیان نور 92 ( قسمت چهارم ) (سه‌شنبه 6 خرداد 1393 22:41)
    سلام بر دوستان و همسنگران و هم فکران عزیز...... جا داره تشکر کنم از تمامی کسانی که وبلاگ خادم الشهداء را همراهی میکنن....... صبح بعد نماز دوباره خوابیدم.....ساعت ده بیدار شدم......برنامه جوری بود که باید به ستاد های دیگه دانشجوئی سر میزدم بخاطر همین بعد صبحانه از دو کوهه زدم بیرون......گفتم برم فکه و از شهدا تشکر...
  • خاطرات راهیان نور 92 ( قسمت سوم ) (جمعه 26 اردیبهشت 1393 16:42)
    سلام دوستان و همسنگران و هم فکران خودم...... اولا عذر خواهی میکنم از اینکه چند هفته نتونستم خاطراتم رو بنویسم...... اون دوستانی که نزدیک هستن علتش رو میدونن و کسانی که نمیدونن ازشون عذر خواهی میکنم و از همینجا براتون دعا میکنم...... خوب از اونجا مونیدم که قرار بود حاجی رو ساعت 3:30 برسونمش اندیمشک اما چون وضعیت جاده...
  • ما میــــــــــــــتوانیـــــــــــــــم........ (سه‌شنبه 23 اردیبهشت 1393 17:30)
    سلام دوستان عزیز...... از پری روز دارم افتخار میکنم به جوان های این خاک که بر کلمه ما میتوانیم جامعه عمل پوشندن...... تولید RQ_170 ایرانی ، موشک رادار زن هرمز که حساس هس به اشعه های رادار و خودش هدف رو شناسایی میکنه و رادار سوم خرداد و خیلی دستاورد های دیگه که رسانه ی نشد..... رهبر انقلاب اسلامی بعد از بازدید از...
  • گمشده های این زمانه..... (جمعه 12 اردیبهشت 1393 23:20)
    آقا سلام ، ببخشید ! مرکز توانبخشی جانبازان کجاست؟ مرد :همین جا که فلج ها و روانی ها رو نگه میدارن؟انتهای همین کوچه است.....! شوکه شدم وقتی شنیدم..... داخل که می روی قسمت اعصاب و روان ، احساس می کنی هنوز ابر آتش تیر و گلوله روی سرت است...هنوز هرسه ثانیه یکی از روی تخت خیز می پرد.... هنوز یکی را میبینی با لباس لجنی دارد...
  • خاطرات راهیان نور 92 ( قسمت دوم ) (پنج‌شنبه 4 اردیبهشت 1393 14:25)
    بسم رب الحسین (ع) سلام علیکم دوستان عزیز...... اولا تشکر میکنم از کسانی که سر زدن ، نظر عمومی و خصوصی گذاشتن از همینجا ازتون التماس دعا دارم...... خوب از اونجای موندیم که رسیدم خرم آباد .....، ساعت دوازده بود خوابیدم زنگ هشدار موبایلم رو برا ساعت 5 تنظیم کرده بودم که نماز صب بخونم و حرکت کنم ، یهو چشامو باز کردم فک...
  • خاطرات راهیان نور 92 ( قسمت اول ) (پنج‌شنبه 28 فروردین 1393 21:48)
    بسم رب الشهداء و الصدیقین.... سلام همسنگران و بازدید کنندگان عزیز..... با ناگفته ی که نوشتم شاید خیلی ها از دستم ناراحت میشدن ولی مجبور بودم بنویسم.....همینطور که اونجا هم گفتم با توجه به اینکه منافع بعضی افراد در خطر بود به بنده اجازه ندادن کاروانشون رو همراهی کنم اونم منی که به سبب آبروی که از خدا و شهداء دارم...
  • ناگفته ها....(هرکی رمز میخواد بهش بدم) (پنج‌شنبه 21 فروردین 1393 00:20)
  • بسم رب الشهداء (دوشنبه 18 فروردین 1393 22:15)
    سلام دوستان و همسنگران عزیز..... تبریک میگم سال جدید رو ، انشااله سال پر خیرو برکتی داشته باشین..... به زبون ترکا هم الله گلن گونریزی خیر السین...... الحمدالله آخر سال 92 رو خوب تموم کردم و بازم صد هزار مرتبه شکر که سال 93 رو خوب و عالی شروع کردم که انشاالله با توکل بر خدا و ائمه اطهار ( ع ) و کمک شهداء سالی پربرکتی...
  • من و طلاییه تنهای و گرفتم حاجت از شهدا (دوشنبه 19 اسفند 1392 18:17)
    سلام عزیزان.... اول کار عذر خواهی میکنم که نمیتونم بیام وبلاگاتون.... از شنبه اومدم مناطق عملیاتی....دیروز ظهر فکه بودم حالم خوش نبود با حمید و حاجی بودم... با شهدا درد و دل کردم و یکم شکایت کردم ازشون که چرااا.....ازشون حاجتی داشتم .... از اونجا حرکت کردم سمت دزفول....رسیدم دزفول بابام زنگ زد که تا 26اسفند خودتو...
  • خواهرم حجاب مال توست (جمعه 9 اسفند 1392 19:58)
    ‍‍‍‍‍‍‍پ.ن خادم الشهدا: خواهرم حجاب مال توست اگر رعایت کنی چشمان من اجازه نمیدهد که به تو نگاه کنم..... خواهرم حجاب مال توست اگر لباس رنگی تابلو نپوشی چشمان من اجازه نمیدهند که به تو نگاه کنم..... خواهرم حجاب مال توست اگر آرایش غلیظ نکنی چشمان من اجازه نمیدهند که به تو نگاه کنم.... خواهرم حجاب مال توست اگر در خیابان و...
  • شهدا شرمنده ایم (پنج‌شنبه 8 اسفند 1392 16:03)
    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، هویت شهید «بهروز صبوری» شهید مفقود الاثر دوران دفاع مقدس بعد از سال‌ها شناسایی شد. مادر این شهید شب چهارشنبه هفته گذشته در مراسم تقدیر از عوامل فیلم «شیار 143» گفته بود: آرزوی من این است که بعد از این همه سال تنها یک بند انگشت از فرزندم برای من بیاورید. جمع زیادی از مردم ایران...
  • [ بدون عنوان ] (چهارشنبه 7 اسفند 1392 19:55)
  • ولا یخشون احدا الا الله (جمعه 25 بهمن 1392 18:09)
    پ.ن خادم الشهداء : امثال شهید حاج حسن مقدم این حرف حضرت آقا را الگو قرار دادن که الان به این مرحله از پیشرفت نظامی و عملی رسیدیم..... رفقا من رو دعا کنین به قصد شهادت..... التماس دعا..... یاحق
  • چشمتون روشن.... (جمعه 11 بهمن 1392 00:27)
    سلام..... چشمتون روشن : امسال در مقطع ابتدائی تعداد دانش آموزان شیعه و سنی یکی شد.... چشمتون روشن : تعداد اهل سنت به 20 میلیون نفر رسید..... چشمتون روشن : ضریب رشد اهل سنت 4 و شیعیان 1.7...... با همین فرمول رشد جمعیتی ظرف سال های نه چندان دور اکثریت ایران را اهل سنت تشکیل می دهند...... چشمتون روشن : با تبلیغات گسترده...
  • گلایه.... (جمعه 4 بهمن 1392 02:30)
    سلام..... از چهارشنبه ظهر یکم حالم خوش نبود بخاطر ی سری مسائل دنبال یجا میگشتم خلوت کنم ولی جای ب ذهنم نمیرسید..... پنج شنبه بعد امتحان ماشین رو ول کردم دم دانشگاهمون شروع کردم قدم زدن ( ب قول احسان خواجه امیری مرد گریه نمیکنه قدم میزنه ) از تقاطع مطهری تا سید خندان پیاده اومدم.....تو راه ک میرفتم بنر شهید تهرانی مقدم...
  • به بهانه آسمانی شدن شهید حاج احمد کاظمی....... (چهارشنبه 18 دی 1392 22:39)
    بعد از شهادتت هر وقت به یاد کلام آوینی می افتادم حس بدی بمن دست میداد که آیا شهادت بعد از جنگ برای ما هم هست یا نه ؟ ما که نسل پس از جنگ و جهاد بودیم .. حاجی جان به سرعت کمتر یک چشم بر هم زدن 8 سال از رفتنت گذشت. اما چه زود رفتی و بسیاری را تنها گذاشتی . ای کاش میماندی برای این روزهای سخت تر از آن روزهایی که خبری از...
  • دل نوشته.... (دوشنبه 16 دی 1392 23:31)
    سلام..... نمیدونم بعضی از افراد که اسم بسیج رو چسبوندن ب خودشون یا بهتر بگم یدک میکشن چرا اینهمه دیدشون محدود هس.... خوب خدا رو شکر حاجی هم وبش رو جمع کرد تخریب چی هم همینطور راحت شدین؟! الان برین رو یه موضوع دیگه زوم کنین و حرف در بیارین..... البته اگه به بنده گیر ندین..... این بود امر به معروف و نهی از منکر ک شعار...
  • سلامتی خودمون....... (شنبه 14 دی 1392 20:25)
    سلامتی هر پسری که ریش داره و بهش میگن پاچه بزی و خم به ابرو نمیاره... سلامتی اونیکه پاتوقش گلزار شهداس نه باشگاه کامبیز بدنساز... سلامتی کسی که جای پرورش اندام و تزریق بازو، پرورش ایمان و خودسازی میکنه... سلامتی پسری که سَرشو خم میکنه تا سنگ فرش خیابونا، نه رودروی ناموس مردم... سلامتی هرچی پسره که بلوز آستین بلند...
  • خاطرات راهیان نور ( قسمت آخر ) (چهارشنبه 4 دی 1392 22:22)
    سلام همرزمان عزیز.... از اونجا موندیم ک من و حاجی و بردار سایلنت در بیر ماشین رفتیم قم ، ظهر رسیدیم ، دقت کنین من آدرس ندادم ولی بازم چرخیدیم دور خودمون....... اولین نفر رسیدیم اونجا بعد برادر فرمانده اومد گفت بریم سمت پارکینگ ، برادر سایلنت و حاجی گفتن ما حال نداریم فرمانده هم ب بنده حقیر دستور دادن همراهیشون...
  • کی منو کربلا می بری؟ (یکشنبه 1 دی 1392 14:38)
    لینک دانلود مداحی وب دانلــــــــود
  • غیبت و تهمت..... (جمعه 29 آذر 1392 08:34)
    این برای افرادی هست که ب راحتی تهمت میزنن و آبروی کسی رو میبرند..... زنی شایعه ای درباره همسایه اش را مدام تکرارکرد. در عرض چند روز،همه محل داستان را فهمیدند.شخصی که داستان در مورد او بود عمیقا آزرده و دلخور شد. بعدا،زنی که آن شایعه راپخش کرده بود و غیبت نموده بود متوجه شد که کاملا اشتباه می کرده.او خیلی ناراحت شد و...
  • یا صاحب الزمان بیا اربعین آمد ... (چهارشنبه 27 آذر 1392 21:08)
    ای داغدار اصلی این روضه ها بیا صاحب عزای ماتم کرب و بلا بیا تنها امید خلق جهان یابن فاطمه ای منتهای آرزوی اولیاء بیا بالا گرفته ایم برایت دو دست را ای مرد مستجاب قنوت و دعا بیا فهمیده ایم با همه دنیا غریبه ای دیگر به جان مادرت ای آشنا بیا از هیچکس به جز تو نداریم انتظار بر دستهای توست فقط چشم ما بیا هفته به هفته می...
  • اتل متل توتوله ......... (سه‌شنبه 26 آذر 1392 22:31)
    اتل متل توتوله ; کار حسن چه جوره ؟ مذاکرات پنهان ; سرهنگه یا حقوقدان ؟! با غریبا میجوشه ; اراک رو می فروشه ! ایران کیلویی چنده ; ظریف داره میخنده ! گزارش صد روزه ; حسن شده رفوزه ! هاچین و واچین پاورچین ; "چرخه ی سوخت " رو برچین ! هاچین و واچین پاورچین ; "مسکن مهر" رو برچین ! هاچین و واچین پاورچین ;...
  • خاطرات راهیان نور ( قسمت هفتم ) (جمعه 22 آذر 1392 20:27)
    سلام بر دوستان عزیز...... چند مطلب دیگه اضافه کنم ب خاطره قبلی تا تکمیل بشه..... تو شلمچه وقتی شهدا رو میاوردن برادر آرپی پی پیش سردار نوعی اقدم وایساده بود و اشک چشم میریخت ( الهی فدای چشات شم داااش ) اون لحظه پیش خودم فک کردم این ک حاجتشو گرفته ( زن داره ) این دیگه برا چی گریه میکنه!!!!!! اینم یادم رفته بود اون شب...
  • حجاب را، حجاب را، حجاب را (دوشنبه 18 آذر 1392 23:09)
    خونریزی شدید داشت تو اتاق عمل، دکتر اشاره کرد که چادرم رو در بیارم تا راحتر مجروح رو جابجا کنم گوشه چادرم رو گرفت و بریده بریده گفت: "من دارم میرم تا تو چادرت رو در نیاوری" چادرم تو مشتش بود که شهید شد ... فرازهایی از وصیت نامه شهید حمید رستمی: " به پهلوی شکسته فاطمه (س) قسمتان می دهم که حجاب را، حجاب...
  • خاطرات راهیان نور ( قسمت ششم ) (جمعه 15 آذر 1392 18:45)
    سلام بر هم کاروانیان و بازدید کنندگان عزیز از وبلاگ خادم الشهداء..... ی مطلبی از قسمت پیش جا مونده بود اونم این بود ک اون شب محل اسکان برادران اردوگاه میثاق بود ک انصافا آدم حال میکنه اونجا جای دنجی هس.... چندتا وقایع از اون شب بگم بعد بریم ادامه خاطرات..... اردوگاه خواهران از ما تقریبا 10 کیلومتر فاصله داشت و این...
  • آغوش خدا (جمعه 8 آذر 1392 21:00)
    خدایا ! کسی غیر از تو با من نیست … خیالت از زمین راحت ، که حتی روز روشن نیست … کسی اینجا نمیبینه ، که دنیا زیر چشماته ! یه عمره یادمون رفته ، زمین دار مکافاته ! فراموشم شده گاهی ، که این پایین چه ها کردم ! که روزی باید از اینجا ، بازم پیش تو برگردم ! خدایا وقت برگشتن ، یه کم با من مدارا کن ! شنیدم گرمه آغوشت ، اگه...
  • مدافع حرم خود باشیم..... (سه‌شنبه 5 آذر 1392 23:39)
    خواهـــــرم؛ تو خود حـــرمــی. بیا با چادرت، مدافع حــــــــرم باش... و اما بـــــرادرم...
  • خاطرات راهیان نور ( قسمت پنجم ) (سه‌شنبه 5 آذر 1392 22:38)
    سلام دوستان عزیز.... صبح از خواب بیدار شدم و صبونه رو دم پادگان دادیم ب اتوبوس ها و رفتن اونا ب سمت شهدای هویزه..... آشپزخونه گفت ک ساعت 10.30 غذا حاضره منم رفتم استراحت کردم بخاطر بعضی از مسائل..... متاسفانه خواهران ک فیلم برسلی رو دیده بودن و داشتن تو خوابگاه هاشون تمرین میکردن دس ی پاشون اوشکونماخ کرده و خورده بود...